سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
298
تاريخ ايران ( فارسى )
حركت براى اتصال به كوروش بودند كه خبردار شدند كوروش كشته شده و لشكريان او گريختهاند . كلئاركوس يا كلآرخ تزلزل خاطر به خود راه نداده تكليف سلطنت را به آرىيهئوس « 1 » نمودند ليكن مشار اليه بعنوان اينكه امراى پارسى زير بار نخواهند رفت مقتضى ندانست اين تكليف را قبول كند . بعد از آن منادى از طرف تيسافرن ندا كرد كه يونانيها اسلحهء خود را تسليم كنند و براى اينكه ترتيبى دربارهء ايشان داده شود در حضرت شاهنشاهى حضور يابند . يونانيان از اين عنوان متغير شدند ، ليكن چون در اوضاع حاضرهء خود مشاوره كردند و از امتناع آريهئوس مستحضر شدند پيشروى را خلاف مصلحت دانسته شبانه شروع بعقبنشينى كردند و بنقطهاى رسيدند كه روز قبل از جنگ آنجا بودند و در آنجا بسپاهيان آريهئوس ملحق شدند ، پس بمشاوره پرداخته و سردار ايرانى معلوم نمود كه حاجت خواربار موجب آنست كه در مراجعت از راهى كه براى آمدن پيمودهاند صرفنظر نمايند و راه طولانىترى به طرف شمال اختيار كنند . او اظهار كرد كه هرگاه دو سه روز در حركت شتاب نمايند از خطر مجاورت شاهنشاه كه لشكر بزرگ او ناچار بايد آهسته حركت كند آسوده خواهند شد و با سپاه كم هم آن پادشاه جرأت نخواهد كرد بر ايشان حمله نمايد . بنابراين صبح روز بعد قواى متحده به طرف شمال حركت كردند و عجب اينكه بقشون شاهنشاه برخوردند . پارسيها بيش از يونانيان متوحش شدند ليكن آنها هم تمام شب را در تزلزل خاطر بودند . روز بعد با تيسافرن بمذاكرهء متاركهء جنگ پرداختند ، بعد از مباحثات زياد قرار بر اين شد كه يونانيها را اجازه بدهند كه بدون مزاحمت بميهن خود مراجعه نمايند . بالاخره آنها حركت نمودند و آرىيهئوس هم با پادشاه مصالحه نموده باتفاق قواى تيسافرن با يونان همراه شدند تا بدجله رسيدند و از دجله بوسيلهء پلى كه مركب از 37 كشتى بود گذشتند . چون چهار منزل ديگر طى نمودند به اپيس كه محل آن به خوبى معلوم است آمده
--> ( 1 ) - Ariaeus